تبليغاتX
نسیم سحر
به این فکر می کردم که گاهی باید از شیطان یاد گرفت . چی رو ؟ عرض میکنم دیدین شیطان هیچوقت از

انسان ناامید نمیشه و همیشه امید داره که اونو گمراه کنه ما هم یک کمی یاد بگیریم و هیچوقت از خدا نا

امید نشیم ! 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در یکشنبه سیزدهم شهریور 1390 و ساعت 14:10 |
مسابقه بی حیایی!!

مدتهاست میخواهم مطلبی راجع به وضعیت فاجعه آمیز دختران وزنانی که در کوچه و

 خیابان ظاهر میشوند  بنویسم و این درد رقت بار که ریشه در جهل و نادانی دارد را با

 عده ای از هموطنانم درد دل کنم . وا اسفا  دختران امروز که مادران فردا و مادران

 که دختران دیروز هستند خود را در معرض نمایش گذاشته اند! میدانیم که واژه

"معرض" عربی است و به معنای " نمایشگاه و محل عرضه میباشد " به جرات بگویم و

البته با تاسف ، زنان ما خود را عرضه کرده اند آن هم بسیار ارزان و در این مسابقه هر

 کس به اندازه بضاعت خو یش خود نمایی میکند .

جالب اینجاست وقتی به کشور های غربی سر میزنی خبری از این  نوع مسابقات

نیست ! چرا ؟ واقعا چه شده که دختر عفیف ایرانی - شرقی و آن هم مسلمان

چنین رنگ عوض کرده وبه سمت جاده انحطاط حرکت میکند ؟ پس آن متانت و وقار و

نجابت زن ایرانی کجاست ؟ آن آموزه های دینی برای زن مسلمان که زیبایی و زیور

 زن برای مردش است و نه غریبه ای که نگاه های آلو ده و هرزش قابل کنترل

نیست  کی                                                      

باید عمل شود ؟ و چه شده  مردانی را که خود هم در این مسابقه بی حیایی

همسرانشان شرکت کرده اند و مدال بی غیرتی را  به گردن انداخته اند؟ !   

وا اسفا !!!!!!

 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 و ساعت 2:9 |

 السلام علیک یا ابا عبداله

و باز بهانه ای دیگر ! دل تمنای دلتنگی دارد و درد  زخمها و گریزی نیست !

استاد مطهری در کتاب حماسه حسینی مپنویسد : زندگی بشر مجموعه ای از تاریکی و روشنایی ، زشتی و زیبایی ، شر و خیر است . آنچه فرشتگان دیدند جنبه تاریک فرزند آدم بود و آنچه خداوند اشاره کرد قسمتهای روشن آن بود  که بر قسمتهای تاریک بسی ترجیح دارد.

حادثه کربلا دارای دو ورق است : ورق سیاه و ورق سفید . از لحاظ ورق سیاه یک داستان جنایی است ، داستانی خیلی تاریک و وحشتناک و از لحاظ ورق سفید ، یک داستان ملکوتی است ، یک حماسه انسانی است ، مظهر آدمیت  و عظمت و صفا و بزرگی و فداکاری است .

بیاییم سلام دوباره کنیم به این حماسه و به عاشورا ! و دوباره جور دیگر نگاه کنیم مانند نگاه مطهری ها!

 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در شنبه سیزدهم آذر 1389 و ساعت 2:1 |
بهانه ای دیگر!

ایام شهادت بانوی دو عالم است ! گفتم بانوی دو عالم ! چقدر به این واژه فکر کردم؟چقدر فهمیدم این بانو را ؟ چقدر شناختم!؟ و خسته شدم از نشناختنها و نفهمیدنها !! خسته از غریب بودن هم جنسهایم از آن بانوی دوعالم ! چه باید کرد؟

 تا کی نفهمیدن و تا کی عروسک بودن ؟!! تا کی بی ارزشیها؟ !! و من بدنبال ارزشم!  بدنبال آدمیت و ارزش آدمیت ! 
 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 و ساعت 1:48 |
میگفت : آه از نهادش برخاست وقتی دید خوبان در مجلس بدان شرکت میکنند

 و دم بر نمیآورند و گاهی هم عروسی خوبان را به هم میزنند . 

میگفت : وقتی دلش بدرد میآید فریاد میکشد ولی فریادش را فقط خودش میشنود ! 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در دوشنبه بیست و هشتم دی 1388 و ساعت 1:3 |
در هاییتی چه خبر ؟!!

َََََََََََََََََََََََََََدیدن تصاویر جنازه های  انسانهایی که در کنار خیابان مانده اند و بوی تعفن گرفته اند بسیار درد ناک است ! بی خانمان شدن عده کثیری که بر اثر بلایای طبیعی کاشانه خود را از دست داده اند و بی پناه و سرگردان شده اند دل هر بنی آدمی را به درد می آورد ! همیشه همینطور است و تازگی ندارد . زلزله بم ، رودبار ، که از شدید ترین زلزله ها بوده اند، اما .... تکراری بودن اتفاقی نباید مارا بی تفاوت یا فراموشکار کند !بلایای طبیعی تکلیفشان مشخص است . یعنی نمی توانیم به دنبال مقصری بگردیم،اگر چه مسئولین در هر کشوری با تدابیر و برنامه ریزیهای مدون تا حدود زیادی میتوانند از خسارات ناشی از چنین وقایعی بکاهند. اما.... درد ناکتر آنجاست که عده ای به نام دفاع از حقوق بشر و رشد و توسعه و حمایت از حقوق تضییع شده  مردمانی در اقصی نقاط دنیا (و البته گاهی هم برای گرفتن حق پدری و آباء و اجدادیشان) برای بر قراری دموکراسی ، خود را به آب و آتش میزنند . و عجب مردم کشورهایی که امریکا در آنجا خواهان ایجاد نظم و ثبات و صلح است ، مرمان قدر نشناسی هستند ! آخر کسی نیست به اینها بگوید اینقدر که امریکا و اسرائیل و..... به فکر شما هستند و دلسوز شما ، چرا خودتان نیستید ؟ کمی هم خودتان به فکر خودتان باشید تا زور بالا سرتان نباشد ! تا مجبور نشوند کشت و کشتار راه بیاندازند ! کاری نکنید که ثابت شود، انسان ، آن هم از نوع پیشرفته ، فقط و فقط امریکایی است ! البته دیگر همه فهمیدند که آمریکا و همه دارو دسته اش ناچارند حمام خون راه بیاندازند تا صلح و آرامش در همه جا برقرار شود! و این همان تکرار اتفاقات و البته فجایع است که به دست فراموشی سپرده میشود ! راستی در افغانستان چه خبر ؟ از لبنان و فلسطین و غزه چه خبر؟ در عراق چه میگذرد ؟ از بوسنی و چچن خبر داری ؟از ....        در هاییتی چه خبر؟  کمکهای بشر دوستانه امریکا در راه است!  ........... 

خبر آمد خبری در راه هست ..........    و من در انتظار آن خبر، برای به پایان رسیدن

   همه فتنه ها که :

اللهم فرج عن کل مکروب      اللهم فک کل اسیر      اللهم غیر سوء حالنا

      بحسن حالک

 اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین  

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت 4:14 |
     

ای اشکهای جمع شده ! ای بغضهای نترکیده ! تا دیداری دیگر ، دل را صفا دهید !! 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در جمعه یازدهم دی 1388 و ساعت 1:17 |
به بهانه این روزها و این شبها و نزدیک شدن به روز عرفه ٬ روز شناخت و روز دعا ٬روز حرف زدن با خدای

 حسین ! آن هم از زبان حسین علـــــــــیه الـــــــــــــلام ! و نصیبم کن خدایا بودن در صحرای عرفات را و

نه فقط برای دیدن که برای فهمیدن و درک کردن و برای بودن و شدن !

خدایا چه زیباست با تو بودن ٬ از تو گفتن و از تو شنیدن !

   تیـمـار غریبـان اثـر ذکـر جمـیل اسـت

جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست

و باز به همین بهانه در برنامه سلام روزهای جمعه ٬این هفته به موضوع دعا و نیایش می پردازیم . و از

کارشناس ٬ جناب حجت الاسلام حامد حسینی ٬ محقق و کارشناس مذ هبی در حوزه مهدویت٬ سوال

 خواهیم کرد : ماهیت و هویت دعا چیست ؟ و اهمیت و اثر آن تا چه اندازه است ؟

اگر تمرین بندگی کردیم !  و اگر تمرین آدمیت کردیم ! 

                                                                                    پس عیدمون مبارک !  

 

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت 1:27 |
بیا ای دل از اینجا پر بگیریم   ره کاشانه دیگر بگیریم

بله میتونیم پرواز کنیم !

میتونیم پروانه بشیم !

بله میتونیم کرم باقی نمونیم و پروانه بشیم !

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در شنبه سی ام آبان 1388 و ساعت 4:7 |
ز آن شبی که وعده کردی روز و صل

روز و شب را میشمارم ، روز و شب      

و تا رسیدن روز وصل ، وصلها را قطع خواهم کرد و شبهایم را روز !!

+ نوشته شده توسط مریم یزدی زاده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 و ساعت 0:15 |